دفتر خدمات پیشخوان دولت امام هادی (ع)
امور مشترکین برق وگاز. تلفن همراه وثابت خدمات پست وپست بانک 
قالب وبلاگ
حمايت ميکنيم

خورشيد-شيعه

امکانات وب
مانطور که می‏‌دانید در گوشی‌‏های تلفن همراه قابلیتی به نام Divert یا انتقال مکالمه وجود دارد. بدین صورت که هنگامی که خط خود را بر روی شماره‏ای دایورت می‌‏کنید، از این پس هر تماسی با شما گرفته شود به طور اتوماتیک به شماره مورد نظر تعیین شده منتقل می‏‌گردد، در نتیجه هیچ کس نمی‌تواند به طور مستقیم با خط شما تماس بگیرد و گوشی شما هیچ‏گاه زنگ نخواهد خورد. بسیاری افراد از این کار جهت این‏که به هیچ تلفنی پاسخ ندهند استفاده می‌‏کنند. اما از آنجا که دست بالای دست بسیار است قصد داریم ترفندی جالب را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آن می‏‌توانید به طور مستقیم با خطی که دایورت شده است تماس بگیرید! قطعا فردی که خط خود را دایورت کرده است شگفت‌‏زده می‌‏شود که چطور شما توانست‌ه‏اید با او تماس بگیرید، بدون اینکه تماس‌‏تان دایورت شود!

این ترفند بر روی کلیه گوشی‏هایی که قابلیت دایورت را دارا هستند قابل انجام است. نحوه کار بسیار ساده است.شما بایستی شماره خودتان را بر روی شماره‏ای که قصد دارید با آن تماس بگیرید دایورت کنید، سپس از خط خودتان با خط خودتان تماس بگیرید!به همین سادگی و همین پیچیدگی که گفته شد!

جهت فهم بیشتر مثالی می‏‌زنیم:
فرض کنید شماره شما ۰۹۱۲۰۰۰۰۰۰۰ است. شماره فردی هم که قصد دارید با او تماس بگیرید (که خطش را دایورت کرده است) ۰۹۳۵۰۰۰۰۰۰۰ است.در گوشی به بخش مربوط به تنظیمات Divert (در بعضی گوشی‏ها Call Forwarding) بروید.خط خود را بر روی شماره ۰۹۳۵۰۰۰۰۰۰۰ که شماره فرد مورد نظر است دایورت کنید. اکنون توسط همین گوشی و همین خط خودتان که اکنون دایورتش کرده‌‏اید با شماره ۰۹۱۲۰۰۰۰۰۰۰ که شماره خودتان است تماس بگیرید.

با این کار خط طرف مقابل زنگ می‏‌خورد و شما بوق آزاد می‌‏شنوید که به منزله برقرای تماس مستقیم با فرد مورد نظر است؛ به این ترتیب از دایورتی که صورت گرفته عبور کرده اید.

این ترفند بر روی کلیه خطوط تلفن همراه اعم از همراه اول، ایرانسل و تالیا تست شده و قابل انجام است.در پایان دقت کنید پس از برقراری تماس، خط خود را از حالت دایورت خارج کنید.

:: موضوعات مرتبط: ترفندتماس با شماره دایورت شده


[ چهارشنبه 1393/01/27 ] [ 11:29 بعد از ظهر ] [ حسن حقدادی ]
حجه السلام حاج ميرزا حسن نورى همدانى نقل مى كرد:در ايامى كه مرحوم امينى صاحب كتاب ارزنده الغدير به ايران تشريف آورده بود در يك مجلسى كه چند نفر در خدمت ايشان نشسته بودند يك كسى به ايشان عرض كرد آقا من اگر به حضرت ابالفضل العباس عقيده نداشته باشم چه ضررى بجال من دارد و حال آنكه آن حضرت نه پيغمبر و نه امام است و نه معصوم است ؟ آن عالم جليل وقتى اين سوال را شنيد حركتى به خود داد و با ناراحتى فرمود ابوالفضل العباس عليه السلام كه سهل است اگر من كه نوكر آن حضرتم به بند كفش من توهين و بى احترامى كنى خداوند تو را به رو در آتش جهنم مى اندازد

[ چهارشنبه 1391/09/29 ] [ 9:11 بعد از ظهر ] [ حسن حقدادی ]

امور مشترکین تلفن همراه تلفن ثابت برق  گاز پست و پست بانک

[ پنجشنبه 1391/06/02 ] [ 3:57 بعد از ظهر ] [ حسن حقدادی ]
هر كس عبادات و كارهاي خود را خالصانه براي پروردگار خويش انجام دهد، خداوند بهترين مصلحت ها و بركات خويش را براي او تقدير نموده و نازل مي كند
[ پنجشنبه 1391/06/02 ] [ 3:56 بعد از ظهر ] [ حسن حقدادی ]
در تهران استاد روحانيى بود كه لُمْعَتَيْن را تدريس مى كرد، مطّلع شد كه گاهى از يكى از طلاّب و شاگردانش كه از لحاظ درس خيلى عالى نبود، كارهايى نسبتاً خارق العاده ديده و شنيده مى شود.
روزى چاقوى استاد (در زمان گذشته وسيله نوشتن قلم نى بود، و نويسندگان چاقوى كوچك ظريفى براى درست كردن قلم به همراه داشتند) كه خيلى به آن علاقه داشت ، گم مى شود و وى هر چه مى گردد آن را پيدا نمى كند و به تصور آنكه بچّه هايش برداشته و از بين برده اند نسبت به بچه ها و خانواده عصبانى مى شود، مدتى بدين منوال مى گذرد و چاقو پيدا نمى شود و عصبانيت آقا نيز تمام نمى شود.

روزى آن شاگرد بعد از درس ابتداءً به استاد مى گويد: ((آقا، چاقويتان را در جيب جليقه كهنه خود گذاشته ايد و فراموش كرده ايد، بچه ها چه گناهى دارند.)) آقا يادش مى آيد و تعجّب مى كند كه آن طلبه چگونه از آن اطلاع داشته است از اينجا ديگر يقين مى كند كه او با (اولياى خدا) سر و كار دارد، روزى به او مى گويد: بعد از درس با شما كارى دارم . چون خلوت مى شود مى گويد: آقاى عزيز، مسلّم است كه شما با جايى ارتباط داريد، به من بگوييد خدمت آقا امام زمان (عج ) مشرف مى شويداستاد اصرار مى كند و شاگرد ناچار مى شود جريان تشرّف خود خدمت آقا را به او بگويد. استاد مى گويد: عزيزم ، اين بار وقتى مشرّف شديد، سلام بنده را برسانيد و بگوييد: اگر صلاح مى دانند چند دقيقه اى اجازه تشرّف به حقير بدهند.مدتى مى گذرد و آقاى طلبه چيزى نمى گويد و آقاى استاد هم از ترس اينكه نكند جواب ، منفى باشد جرأت نمى كند از او سؤ ال كند ولى به جهت طولانى شدن مدّت ، صبر آقا تمام مى شود و روزى به وى مى گويد: آقاى عزيز، از عرض پيام من خبرى نشد؟ مى بيند كه وى (به اصطلاح ) اين پا و آن پا مى كند. آقا مى گويد: عزيزم ، خجالت نكش آنچه فرموده اند به حقير بگوييد چون شما قاصد پيام بودى (وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلا الْبَلاغُ الْمُبينُ)آن طلبه با نهايت ناراحتى مى گويد آقا فرمود: لازم نيست ما چند دقيقه به شما وقتِ ملاقات بدهيم ، شما تهذيب نفس كنيد من خودم نزد شما مى آيم .

[ پنجشنبه 1391/06/02 ] [ 3:54 بعد از ظهر ] [ حسن حقدادی ]
زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه السلام اذن دخول می طلبید و می گویید: « أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟ »به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه السلام اذن دخول داده اند و وارد شوید. اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما بوجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید. زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالا تر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام می روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه السلام می آیند.
بسیاری از حضرت رضا علیه السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس، کسی مادرش را به کول می گرفت و به حرم می برد. چیزهای عجیبی را می دید.
ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ما شاءالله! به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده ای داشت و می بایستی مورد عمل جراحی قرار می گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا خواست او را شفا بدهد، شب حضرت معصومه علیها السلام را در خواب دید که به وی فرمود:
« عده خوب می شود. احتیاج به عمل ندارد »! ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته خواهر جوابش را داده است.
همه زیارتنامه ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. قلب شما بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه السلام بشمرید. حضرت علیه السلام می دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه السلام به کسی فرمودند :
« از بعضی گریه ها ناراحت هستم »!
یکی از بزرگان میگوید، من به دو چیز امیدوارم اولاً قرآن را با کسالت نخوانده ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می خوانند که گویی شاهنامه می خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت.
ثانیاً در مجلس عزاداری حضرت سید الشهداء گریه کرده ام.
حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمه الله مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند:
« در روز عاشورا مقداری از گِلِ پیشانی عزاداری امام حسین علیه السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم واز عینک هم استفاده نکردم!
پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.
« در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: « کربلا بودم »
این جمله دو معنی دارد:معنی اول اینکه حضرت رضا علیه السلام آن روز به کربلا رفته بودند.
معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آن جا آتش روشن کردند!
کسی وارد حرم حضرت رضا علیه السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین - سلام الله علیهم - را یک یک با سلام ذکر می فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان- سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء- می باشد.
درهمین حرم حضرت رضا علیه السلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهما السلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه السلام را زیارت کردند.
روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف گردید. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت می باشد! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهما السلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه السلام را زیارت کردند. زیارت نامه می خواندند. همین زیارت نامه معمولی را می خواندند! پس از خواندن زیارتنامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع گردید حال آیا حضرت رضا علیه السلام وفات کرده است؟
حرف آخر اینکه: عمل کنیم به هر چه می دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.

[ شنبه 1391/04/31 ] [ 9:20 بعد از ظهر ] [ حسن حقدادی ]
ملا محمد باقر مجلسى(ره) در بحارالانوار از برخى كتاب هاى مناقب معتبره به سندش از مردى به نام نجيح روايت كرده كه گويد:حسن بن على(ع) را ديدم كه غذا مى‏خورد و سگى نيز در پيش روى او بود كه آن حضرت هر لقمه‏اى كه مى‏خورد لقمه ديگرى همانند آن را به آن سگ مى‏داد.
من كه آن منظره را ديدم به آن حضرت عرض كردم: اجازه مى‏دهى ‏من اين سگ را با سنگ بزنم و از سر سفره شما دور كنم؟ در جواب من فرمود: او را بهحال خود واگذار كه من از خداى عزوجل شرم دارم كه حيوان روح دارى در روى من نگاه كند و من چيزى بخورم و به او نخورانم!
[ شنبه 1391/04/31 ] [ 8:54 بعد از ظهر ] [ حسن حقدادی ]

در نجف یا کاظمین یکی از آقایان قریب 10 یا 15 نفر از اهل علم را برای ناهار دعوت کرده بود ولی فرستاده آقا اشتباهاً طلاب یک مدرسه را که قریب 60-70 نفر بودند دعوت کرده بود. وقتی میهمانان آمده بودند وی دیده بود گذشته از این که جا برای نشستن آنها کم است غذا نیز خیلی اندک است، بی درنگ به ذهنش خطور کرد که آیت الله حاج شیخ فتحعلی کاظمینی را از جریان با خبر سازد.
وقتی خبر به آقا رسیده بود فرموده بود: دست به کار نشوند تا من بیایم. تا اینکه ایشان تشریف می آورد و می فرماید: یک پارچه سفید آب ندیده برایم بیاورید. و ظرف برنج را وارسی کرد و سرپوش را برداشته و آن پارچه را به جای سرپوش می گذارد و می فرماید: حال ظرفها را به من بدهید، من غذا می ریزم و شما تقسیم کنید، و مکرر می فرموده است:
« ها علیّ (ع) خیر البشر، و من أبی فقد کفر:
 هشدار، که علی علیه السلام بهترین
انسانهاست، و هر کس [ولایت او] را نپذیرد[ به خدا ] کفر ورزیده است.
بحار الانوار، ج26، ص306، روایت 66 و 68 »
تا اینکه به شرافت مقام شامخ علی علیه السلام تمام میهمانان را از آن دیگ غذا داده بود و هنوز طعام دیگ به آخر نرسیده بود ».

[ دوشنبه 1391/03/29 ] [ 2:55 بعد از ظهر ] [ حسن حقدادی ]

حرم مطهر حضرت امام رضا ـ عليه السّلام ـ نعمت بزرگ و گرانقدرى است كه در اختيار ايرانى هاست، عظمتش را خدا مى داند، به حدّى كه امام جواد ـ عليه السّلام ـ مى فرمايد:

« زِيارَةُ أَبى أَفْضَلُ مِنْ زِيارَةِ الْحُسَيْنِ ـ عليه السّلام ـ؛ لأِنَّ الْحُسَيْنَ ـ عليه  السّلام ـ يَزُورُهُ الْعامَّةُ وَ الْخاصَّةُ، وَ أَبى لايَزُورُهُ إِلاَّ الْخاصَّةُ. » زيارت پدرم [امام رضا ـ عليه  السّلام ـ] از زيارت امام حسين ـ عليه السّلام ـ افضل است، زيرا امام حسين ـ عليه السّلام ـ را عامّه و خاصّه زيارت مى كنند، ولى پدرم را جز خاصّه [شيعيان دوازده امامى] زيارت نمى كنند

[ یکشنبه 1391/03/21 ] [ 6:27 قبل از ظهر ] [ حسن حقدادی ]
اهل بيت (عليهم السلام ) همه ، نور واحدند، لذا انسان به هر كدام متوسل شود، از ديگرى جواب مى گيرد. البته مصححى در كار است . هم چنان كه از حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) حاجت خواسته اند و ايشان به حضرت امير (عليه السلام ) و آن حضرت به امام حسن (عليه السلام ) تا امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف ) حواله داده اند؛ زيرا، مجرى امور، در اين زمان ، آن حضرت است .

پارسال شخصى در مشهد كنار من آمد و گفت :ديشب در حرم امام رضا (عليه السلام ) پنج كرامت از آن حضرت مشاهده كردم . هم چنين عجيب اين كه امسال شنيدم ، دو نفر عرب كه از معاودان مقيم مشهد بودند، به بيمارى سختى مبتلا شدند و جداگانه براى شفا و قضاى حاجت خويش به امام رضا (عليه السلام ) متوسل شدند و هر دو گفتند:همان شب توسل ، در خواب ، حضرت معصومه (عليهاالسلام ) را ديديم كه فرمود: حضرت رضا (عليه السلام ) فرمودند: (حاجت شما برآورده شده است .) و به يكى از آن دو كه كنار سرش به عمل جراحى احتياج داشته ، فرموده :دیگر احتياجى به عمل ندارى .
و به ديگرى فرموده : خيلى گريه كردى ! زياد گريه نكنيد؛ زيرا، حضرت ، از گريه شما زوار و دوستان متاءذى و متاءثر مى شوند.اينان و اهل بيت (عليهم السلام ) با هم اتحاد و اتصال دارند.

خواهر و برادر را ببينيد كه از برادر خواسته خواهر جوابش را داده است،از اين جا استفاده مى شود كه حضرت رضا و حضرت معصومه (عليهماالسّلام ) با هم اتّحاد و اتّصال دارند، بلكه همه نور واحدند،
لذا انسان به هر كدام كه متوسّل شود، از ديگرى جواب مى گيرد.
ذکر مطلب از  مرکزتنظیم و نشرآثار حضرت آیت الله بهجت

[ جمعه 1391/02/08 ] [ 10:57 قبل از ظهر ] [ حسن حقدادی ]
.: Weblog Themes By ShiaSun :.
آمار سايت
امکانات وب